بحث کلاس،تهاجم فرهنگی بود...
در پایان،بحث به سمت مشکلات پوشش کشیده شد.
یکی از بچه ها که برخلاف دیگران حجاب مناسبی نداشت،
شروع به تعریف از مسافرت های خارجه اش و وضع پوشش ایرانیان در آن
کشور ها کرد.شروع به صحبت از روسری هایی که در آن جا کنار
میرود.مانتوهایی که آب میرود
و کم کم تبدیل به بلوز آستین کوتاه و... می شود
دختر به حرف هایش ادامه میداد و هم کلاس هایش که برخلاف او از این
سخنان اظهار شرم می کردند،نمی توانستند شنیدن این سخنان را در برابر
استاد مردی که از جنس خودشان نبود،تحمل کنند.
با ادامه یافتن حرف های دختر،هم کلاس هایش بیش از پیش ناراحت می
شدند ولی نمی توانستند جلوی دخترک را بگیرند.
دخترک آنچنان در خاطراتش محو شده بود که دیگر چیزی نمی فهمید.
ناگهان استاد حرف های دختر را قطع کرد و گفت:
«عقده هایی هستند که نمایان می شوند.»
و حالا،دخترک دیگر حرفی برای گفتن نداشت
و استاد نیز کلاس را ترک کرد
منبع:وبلاگ بزرگ یاران امام زمان
نظرات شما عزیزان:
بامرام 
ساعت17:09---27 مهر 1392
سلام خداییش نمیدونم کیه! اما بازم بهت میگم اصلا به این آدمها توجه نکن مخصوصا اگه احساس میکنی میشناسنت
در ضمن شنیدم عالی داری درس میخونی حوشحال شدم اگر هم وقت نمیکنی زیاد بنویسی فقط درباره حجابت بنویسی بهتره چون باعث میشه بعضی ها دیگه نتونن نظر بزارن که اعصاب آبجیمو خورد کنن
پاسخ:سلام...... باشه...... عالی که نه ولی بیشتر از قبل میخونم..... ممنونم که بهم سر میزنید..... موفق باشید
یاحق
برچسبها: